![]() |
![]() |
|
| شعر و مطالب آموزنده ادبی و عاشقانه |
|
خدايا من در کلبه فقيرانه خودچيزي را دارم که تو در عرش کبريايي خود نداري ؛
من چون تويي دارم و تو چون خود نداري
![]() عاشق باش ، نه عاشق شخصي معين، فقط عاشق باش. بگذار عشق کيفيت وجود تو باشد، نه فقط رابطه تو با شخصي ديگر ، زيرا هرگاه عشق به رابطه تبديل شود، تنها يک نفر را در بر مي گيرد نه کل عالم را. معامله اي بس خطرناک است برگزيدن يک نفر و مستثني کردن کل عالم، در جايي که کل عالم متعلق به توست و تو متعلق به آن کل،عالم پيوسته عشقش را بر تو جاري مي سازد و پاسخ ندادن به آن ناسپاسي است. عاشق خورشيد باش ، عاشق ماه، ستارگان ، درختان، کوه ها ، انسانها، حيوانها... فقط يک عاشق باش و بگذار کل معشوق تو باشد اين همان چيزيست که تو را ديندار مي کند.آن گاه که هيچ چيز نتواند عشق را محدود سازد، آن گاه که عشق تو بر چيزي متمرکز نيست و فقط حالتي از بودن است، آن گاه عشق عبادت است، مراقبه است و آنگاه عشق رهايي بخش است... |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 9:46 توسط از دیار آشنا |
|
|
یاران به چشم دل، به رخ یار بنگرید... """"""""""""""""""""""""""""""""""""" جهان را گر بهار آورد ، ما را روی یار آورد ببین کز جمله دولت ها کدام آورد مستان را بیا بنگر نگارین شد ؛ جهان تلخ شیرین شد که بلبل از سر مستی کلام آورد مستان را نگر کان میوه ی غیبی زباغ کشف و بی ریبی به مهر و لطف بی عیبی به کام آورد مستان را .. بهار که می رسد ، همه مفتون و دلگشاده از لطافت و ملاحت طبیعت می شوند ، طراوت چمن ؛رنگهای چشم نواز ، عطر گل سرخ ... چه خوب است این زیبایی طبیعی را که، می ستاییم و از آن سرمست می شویم ؛ با صورت های حقیقی زیبایی و ریتم های پوینده معنا ، تلفیق کنیم تا ؛آن دگرگونی روحی نیز حاصل آید !... سلام
بیست روز از سال جدید هم گذشت... این اولین باریه که خودم دارم مطلب توی وبلاگ می نویسم و از تراوشات ذهن کند خودم استفاده می کنم یک سال دیگه هم از عمرمون گذشت مثل سالهای پیش که گذشتن و شاید سالهای آینده که هنوز نیومدن توی سالی که گذشت ما چه کار کردیم؟!! تونستیم یه قدم به هدفمون نزدیکتر بشیم؟؟! اصلا آیا هدف داریم؟! مگه میشه آدم هدف نداشته باشه؟!!! برای امسال برنامه مون چیه؟ اصلا برنامه داریم؟ اگه قراره هر روز و هر سالمون مثل هم باشه برای چی زنده ایم؟!! اگه قراره دچار روزمره گی بشیم و همه چی رنگ تکرار به خودش بگیره... معنای زندگی اینه؟!!!... وقتشه یه تکونی به خودمون بدیم... حتی به اندازه یک قدم مهم اینه که بخوایم و قدم برداریم .... شروع هر چیز خیلی مهمه ؛ وقتی که شروع شد خود به خود جلو میره پس بیایید قدم اول رو برداریم ... زندگي با همه وسعت خويش مسلک ساکت غم خوردن نيست حاصلش تن به قضا دادن و پژمردن نيست اضطراب و هوس و ديدن و ناديدن نيست زندگي خوردن وخوابيدن نيست زندگي جنبش وجاري شدن است زندگي کوشش و راهي شدن است از تماشاگه آغاز حيات تا به جايي که خدا مي داند... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 9:39 توسط از دیار آشنا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
من به آمار زمين مشکوکم ...اگر اين شهر پر از آدم هاست پس چرا اين همه دلها تنهاست ؟؟؟؟
من نه فرشته ام و از جنس آسمون ، و نه به قول اون شاعر معروف يک سنگ تيپا خورده ، من فقط يه آدمم ،يه آدم که گاهي زيادي مهربونه گاهي زيادي حساسه و گاهي هم زيادي مغرور ، آدمي که دوست داره همه رو دوست داشته باشه و با همه زلال باشه اما افسوس که آدماي ديگه گاهي اين چيزا رو حس نمي کنن !! کاش خداي اون بالاها آدمايي رو سر راه هم قرار بده که حرف همو بفهمن ، به يه چيز بخندن ، برای یه چيز اشک بريزن ، و فهم و ادب و ايمان چاشني صداقت کلامشون باشه . به همون خداي آسمونا اينا شعر نيست شعار نيست... حالمان بد نیست غم کم می خوریم، کم که نه! هر روز کم کم می خوریم (HAMID) |
|
RSS
|