![]() |
![]() |
|
| شعر و مطالب آموزنده ادبی و عاشقانه |
|
کاش در دهكده عشق فراواني بود توي بازار صداقت کمي ارزاني يود کاش اگر گاه کمي لطف به هم ميكرديم مختصر بود ولي ساده و پنهاني بود کاش به حرمت دلهاي مسافر هر شب روي شفاف ترين خاطره مهماني بود کاش دريا کمي از درد خودش کم مي کرد قرض مي داد به ما هرچه پريشاني بود کاش به تشنگي پونه که پاسخ داديم رنگ رفتار من و لحن تو انساني بود مثل حافظ که پر از معجزه و الهامست کاش رنگ شب ما هم کمي عرفاني بود چه قدر شعر نوشتيم براي باران غافل از اين دل ديوانه که باراني بود کاش سهراب نمي رفت به اين زودي ها دل پر از صحبت اين شاعر کاشاني بود کاش دل ها پر افسانه ي نيما مي شد و به يادش همه شب ماه چراغاني بود کاش اسم همه دخترکان اينجا نام گلهاي پر از شبنم ايراني بود کاش چشمان پر از پرسش مردم کمتر غرق اين زندگي سنگي و سيماني بود کاش دنياي دل ما شبي از اين شبها غرق هر چيزکه مي خواهي و مي داني بود دل اگر رفت شبي کاش دعايي بكنيم راز اين شعر همين مصرع پاياني بود مريم حيدرزاده |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 14:6 توسط از دیار آشنا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
من به آمار زمين مشکوکم ...اگر اين شهر پر از آدم هاست پس چرا اين همه دلها تنهاست ؟؟؟؟
من نه فرشته ام و از جنس آسمون ، و نه به قول اون شاعر معروف يک سنگ تيپا خورده ، من فقط يه آدمم ،يه آدم که گاهي زيادي مهربونه گاهي زيادي حساسه و گاهي هم زيادي مغرور ، آدمي که دوست داره همه رو دوست داشته باشه و با همه زلال باشه اما افسوس که آدماي ديگه گاهي اين چيزا رو حس نمي کنن !! کاش خداي اون بالاها آدمايي رو سر راه هم قرار بده که حرف همو بفهمن ، به يه چيز بخندن ، برای یه چيز اشک بريزن ، و فهم و ادب و ايمان چاشني صداقت کلامشون باشه . به همون خداي آسمونا اينا شعر نيست شعار نيست... حالمان بد نیست غم کم می خوریم، کم که نه! هر روز کم کم می خوریم (HAMID) |
|
RSS
|